در خانه سرخ، هیچ تنابندهای با گذشتهاش زندگی نمیکند. اینجا در هیاهویی کر کننده همه با نتیجه نفس میکشند. نیمکت سرخ، راکینچر نیست که به آن یله داد و به آواز پرندگان دل سپرد. این نیمکت هودج تب آلودی است که هر خبط کوچک را به آتشی برای سوزاندن صاحبش تبدیل میکند. باشگاهی با میلیونها دوآتشه که هر تصمیم سرمربی را زیر ذرهبین میبرند و برای هیچ نامی چک سفید امضا صادر نمیکنند.
مهدی تارتار حالا وارد خانهای شده که قانونش با همه جای فوتبال ایران فرق دارد. او شاید در تیمهای دیگر موفق بوده باشد، اما پرسپولیس جایی نیست که خاطرات گذشته برایت امتیاز بیاورد. اینجا از مربی جام و افتخار میخواهند. تاریخ این باشگاه با قهرمانی نوشته شده و هر کس نتواند سطر تازهای به آن اضافه کند، خیلی زود به حاشیه رانده خواهد شد و فرو میچکد.
اما آنچه بیش از همه پرسشبرانگیز جلوه میکند، نسخهای است که تارتار برای نقلوانتقالات پیچیده است. پرسپولیس قرار نبود شعبهای از گلگهر شود. تیمی با این ابهت، به توپچیهایی نیاز دارد که در لحظههای مرگ و زندگی، بازی را از دل تاریکی بیرون بکشند. مردانی که ظرفیت ایستادن و جنگیدن زیر نور خیرهکننده آزادی را داشته باشند.
بی تعارف لباس پرسپولیس، تن پوشی معمولی نیست. بلکه آزمونی است که بسیاری از ستارههای بزرگ فوتبال ایران را هم مردود کرده است. وقتی نامداران زیر بار این مسئولیت خم شدهاند، چگونه میتوان انتظار داشت تفنگدارانی که هنوز در این سطح امتحان ندادهاند، یکشبه ناجی باشند؟
در این میان مهدی تارتار باید بداند سکوهای قرمز، حوصله آزمون و خطا ندارند و اگر چرخ تیم در همان هفتههای نخست روی ریل نیفتد، سینه چاکهایی که امروز با امید به سکاندار جدید نگاه میکنند، فردا بیرحمانه از او پاسخ خواهند خواست. به عبارت سادهتر در این باشگاه، فرصتها کوتاهتر از آن هستند که با تعارف هدر بروند و تارتار لابد این را خوب میداند.
اکنون همهچیز به انتخابهای سرمربی گره خورده است. اگر این خریدها جواب بدهند، تارتار تحسین خواهد شد، اما اگر شکست بخورند هیچ سپری در برابر طوفان انتقاد وجود نخواهد داشت. پرسپولیس سرزمین قمارهای بزرگ است. جایی که یا نامت را با طلا روی جام حک میکنند، یا خیلی زود در حافظه فوتبال گم میشوی. در این میان مردانی که میان آرزو و واقعیت پل نمیزنند، بیرحمانه از صحنه کنار میروند. چرا که در پرسپولیس، تنها یک زبان برای ماندن وجود دارد و آنهم زبان قهرمانی و ترکتازی است.